وبلاگ دست دوم

۱-
او قهر کرده بود با زبان‌ها و مردمک‌ها
با من، با تو، با همه‌ی دست‌ها

وسط میدان ونک
در آغوش گرفتمش
گفتم
دوستت دارم
روبروی گشت ارشاد
گفتم
نگران هیچ چیز نباش

۲-
دل تو

حواسم نبود
هنگام چای ریختن
دستم سوخت

در تاکسی
سر کار
وقت خرید
تمام شب
حواسم
تنها به دستم بود

(شمس لنگرودی)

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٧ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط مهران نظرات () |


Design By : Night Skin