وبلاگ دست دوم

خوب راستش ترسم از دانشگاه نبود

من از اول مهر یا سوم و چهارم حتی پنجم مهر و روزای بعدش میترسم.

امشب قسمت آخر پرانتز باز رو شبکه ۵ پخش کرد و نسخش تموم شد.

پرانتز باز سال پیش همین موقع ها پیش نهادش شد اولش تو خیابون ابوریحان تو یک کوچه بن بست که دفتر آقای بابائیان بود کار میکردیم و بعد هر روز با بدترین وضع ممکن تو یک نا امنی کامل کار پیش رفت تا جائی که من طاقت نیاوردم و همه چیزو ول کردم رفتم. چندماه بعد گفتند سریالی که در دست ساخت بود دزدیده شد. از اون روز به بعد همه چیز خوب پیش رفت ولی نه توی اون دفتر توی خونه.جائی که کسی نتونه مزاحمت درست کنه که خرابت کنه.محیط سینما محیط سالمی نیست. امشب کلی دلم تنگ شد. کیومرث پور احمد  قلب مهربونی داره. خوشحالم که تونستم زیر دستش کار کنم.امشب هم این قسمت اخر بد حالمو گرفت. خوبه که چندتا عکس ازشون دارم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط مهران نظرات () |


Design By : Night Skin