درخواست

اون همه نقشه برای روز جمعه بهم خورد.(عین روز واضح بود برای همین گفتم آرزو)نه ابر شد و نه بارون اومد.از همه بدتر مامان هم پنجشنبه عصر خونه بود که هیچ حتی مهمون هم رسید.
اما فیلم دیدن پابرجاموند.سمانه(زن داداش کوچیکه)سر سینما رفتن با مرتضی (برادرکوچیکه)مشکل داره.دیشب بهم گفت اگه بلیت بگیری تو عمل انجام شده قرار بگیره میاد.
امروز که جمعه بود مرتضی(که از دختر هم دختر تره)و خانمها رو بردم سینما.جاتون خالی.نمیگم چه فیلمی که باز کسی نگه کوفتت بشه.اما همین قدر بگم که به فیلم قبلی نمی رسید.من نمیدونم هر وقت داری خوش میگذرونی این روزها کش نمیاند حتی جمعه ها که تا همین سال پیش کشسان ترین روزهای دنیا بود.امسال تا به خودت میای همه جا تاریکه و باید امانت رو ببری تحویل بدی.
تو وبلاگ سمیه دیدم که آگهی کاریابی زده.خوب مگه من چیم از اون کمتره؟منم آگهی تجاری میزنم.
از اونجائی که تو این مرحله از زندگی شدیدا به ماشین نیاز دارم درخواست می کنم اگر قصد فروش یک دستگاه اتومبیل در درجه اول دوو (ترجیحا سیلو (سفید یا مشکی))یا حتی ریسر و حتی تر ماتیز و در درجه دوم پراید دارید(مدل درجه اولی ها بالای 82 باشه و مدل پراید 85به بعدباشه)با شماره همراه سابقم ۰۹۱۲۵۲۱۹۰۸۸ تماس بگیرید.(شماره روی خط مستقیم خودم تو خونه دایورت شده جواب ندادم  خوشحال نباشین که پسرک مرده-پیامک هم نداره).
پووووف.یک چیزی
 تو جلسه روز چهارشنبه آقای مدیر کلی ازم تعریف کرد.اما اصلا دلچسبم نبود.صفتهائی که برام بکار برد همون صفتهای همیشگی بود که قبلا آدمهای دیگه بهم گفته بودند.من تو تابستون این همه سر کلاس نشستم این همه کتاب خوندم و رو خودم کار کردم که کلی زیر و رو کنم خودمو باز همون جملات سالهای قبل رو شنیدم.یعنی هیچ عوض نشدم؟یعنی هنوزم همون خر پشمالو هستم که ته دمم رو با رمان پاپیونی گره زدند؟

/ 9 نظر / 13 بازدید
سحر

سلام اين وبلاگت هم خيلی جالبه ببین چرا نوشتی از همه بدتر مامان خونه بود بعضی ها ارزوشونه که مامانشون فقط ۱ ساعت کنارشون باشه . راستی کی گفته اگه ازدواج کنی نمی تونی بقیه فیلمات را ببینی تازه فکر کنم اون موقع کیفش بیشتره . خوب همیشه موفق باشی بازم به من سر بزن

رها

سلام اين ديدار اوله ... قبل از هرچی آّهنگ زيبايی داری ... زندگی می باره تو اين وب !! خوشحالم ... که صفحه ات سفيده و حرفات روشن ... ممنونم که اومدی ...ممنونم از کامنتت ... عشق ... عشق ... عشق هر زمان يه جوره ... من شايد اشتباه کردم ... شايد ... اينم به خاطر دلمه که هيچ وقت بی انصافی نميکنه ...

سميه

۱.نبودن مامان آرزو ٍ؟؟؟ ۲.من سميه ام نه سمانه! ۳.نه که آگهی من خيلی جواب داد که تو هم آگهی زدی ۴.بابا من آگهی زدم . هيچکس کار مناسب با حقوق بالا سراغ نداره؟؟

مژگان

سلام آخی ..اشکالی نداره ..بازم از اين آرزوها بکن.. آرزو بر جوانان عيب نيست پسر... نگفتی چه فيلمی ديديها.. من کلی از اين توفيق اجباری تعريف کردم پيش همسری.. همسر منم مثل آقا مرتضای شما زياد خوشش از سينما نمياد..ولی با تعريفای من قول داده می ريم می بينيم..اين يکی هم بگو شا يد رو مخش کا ر کردم رفتيم ديديم..خدارو چه ديدی... ببينم اين سمانه همون سمانه است.. گرفتی؟

سميه

اين سمانه که هنوز سمانه است! روشنک رو پیدا نکردم تازه ممکنه اگه دیر بجنبی به جای خوبش یه مدل پایین اوراقی بهت بندازناااااااااا ! ماشین و زن و میگم

سميه

راستی قالبتو عوض کردی چرا؟

مهران

عاطفه جان اگر موافقين من هر هفته يک قالب برای وبلاگتون درست کنم بجاش شما حرفی رو که زدين رو عملی کنين