با همه‌ی دست‌ها

۱-
او قهر کرده بود با زبان‌ها و مردمک‌ها
با من، با تو، با همه‌ی دست‌ها

وسط میدان ونک
در آغوش گرفتمش
گفتم
دوستت دارم
روبروی گشت ارشاد
گفتم
نگران هیچ چیز نباش

۲-
دل تو

حواسم نبود
هنگام چای ریختن
دستم سوخت

در تاکسی
سر کار
وقت خرید
تمام شب
حواسم
تنها به دستم بود

(شمس لنگرودی)

sunday.jpg

/ 5 نظر / 41 بازدید
عاطفه

ميدانی؟؟؟؟؟؟ با همهء دست ها و نگاه ها و چشم ها قهر بودن ساده نيست... نگران؟؟؟ واژهء مبهمی ايست آنجا که دوست داشتنی تعبير ميشود!.....

سميه

جالب بود روبروی گشت ارشاد تعبير عاطفه هم خيلی دلچسب بود.

پايـیـــــــــــــــــــــــــــــــزان

مهران عزيزم ما خونمون رو فروختيم و اينجايی که خريديم يه مقدار تغييرات و تعميرات ميخواست برا همين فعلا موقتی يه جا ميشينيم، وسايلم رو باز نکردم و دسترسی به نت ندارم برا همين نيستم يه وقتايی ميام کافی نت عزيزم از اين جور متنات خيلی خوشم مياد آپ کردم بعد از مدتها بيا پيشم عزيز

نيلوفر

چه خوشگله اينجا!مخصوصا عکس اجر ها ياد خونه ی مادر بزرگ می افتم راستی عکس لب ها واسه من تعبير داره!