سخت

آدمها میان بعد عین چرخ دنده دندونه هاشون تو هم گیر میکنه و بعد کم کم از هم دور میشن و بعد جدا میشن و میرن.مهم نیست که چه وقتی میان و کی میرن. مهم اینه وقتی دندونه ها تو هم گیر میکنه همدیگه رو نشکونند. حتی اگر تو هم فشرده شدیم با ملاطفت فشرده شیم.

فردا اولین روز کاری تحصیلی ٨٩-٩٠ منه. نمیدونم سرنوشت چندتا آدم با من گره خورده چندتاشون پیشرفت می کنند و از من چیز یاد میگیرن. ولی میدونم کار با موجود زنده سخته.

میدونم از فردا باز چندتا شاگردای قدیمی تر میان مثلا به من سر بزنند. میدونم نمیان به من سربزننا اونا یجورائی عادت کردن که اول مهر تو خونه نشینند تو مدرسه باشند. ولی خوب خوشم میاد می بینمشون. بهشون حق میدم. حال و هوای روزای اول مدرسه خیلی خاصه. خوشحالم که میتونم این خاصی رو هر سال حس کنم.این حس منو کوچیک میکنه. فکر میکنم هنوزم سنم تک رقمیه

/ 1 نظر / 5 بازدید
ساناز

آها!! آخی فهمیدم داشتم میترکیدم از فضولی!!!! خوب همینطوری مینویسی مردم گیج میشن دیگه از هر تیکه ی روزت یه ذره نوشتی هیچیم توش معلوم نیست!! از سینماییا من اکبر عبدی و امین حیایی رو هم قبول دارم درسته اکبر عبدی از بی پولی یکم خودشو خراب کرده ولی بازیاش تو ناصرالدین آکتور سینما یا مادر یا هزارتا کار دیگش همه اینارو جبران میکنه از تلویزیونیام به مهران مدیری ایمان دارم هم تو کارگردانی هم تو بازیگری سیامک انصاریرم دوست دارم